تاریخ انتشار : سه شنبه 11 آذر 1404 - 1:29
کد خبر : 11231

مصطفی خان زاده

مرگی در برف؛ چگونه بی‌وفایی سیاست جهانی، میرزا کوچک‌خان را تنها گذاشت؟

مرگی در برف؛ چگونه بی‌وفایی سیاست جهانی، میرزا کوچک‌خان را تنها گذاشت؟

یازدهم آذر ۱۳۰۰ یادآور روزی تلخ در تاریخ گیلان و ایران است؛ روزی که میرزا یونس، مشهور به میرزا کوچک‌خان جنگلی، پس از سال‌ها مبارزه با استبداد داخلی و دخالت قدرت‌های خارجی، در سرمای کوه‌های تالش چشم از جهان فروبست اما نامش به نماد مقاومت، شرف و استقلال‌خواهی بدل شد.

پایگاه خبری ماجرای روز |یازدهم آذر ۱۳۰۰ یادآور خاموشی یکی از پاک‌ترین چهره‌های تاریخ گیلان و ایران است؛ میرزا یونس، مشهور به میرزا کوچک‌خان جنگلی. مردی که در میانه آشوب جنگ جهانی اول، دخالت قدرت‌های خارجی و استبداد داخلی، در برابر همه ایستاد و استقلال را به هیچ قدرتی نفروخت.

میرزا در سال ۱۲۵۷ شمسی در محله استادسرای رشت به دنیا آمد. از نوجوانی در فضای علم، دغدغه اجتماعی و نابرابری‌های زمانه رشد کرد و خیلی زود قدم در مسیر آزادی‌خواهی گذاشت. او در جریان مشروطه جنگید، زخم برداشت، مهاجرت کرد، بازگشت و هر بار استوارتر ادامه داد؛ نه برای قدرت و مقام، بلکه برای آن‌که مردمش سرافراز و کشورش مستقل بماند.

وقتی در سال ۱۲۹۴ هسته نخست «نهضت جنگل» شکل گرفت، باورش سخت بود که گروهی هفده‌نفره روزی امید هزاران نفر شوند. اما میرزا با ایمان، صداقت و صلابتش، جنگل را به پناهگاه عدالت‌خواهان، دهقانان، آزادی‌طلبان و دردکشیدگان گیلان تبدیل کرد.

نهضت جنگل درست زمانی اوج گرفت که جهان درگیر تغییر توازن قدرت بود. جنگ جهانی اول پایان یافته بود و روسیه، انگلیس و سپس رضاخان، هرکدام برای گیلان و شمال ایران برنامه‌ای داشتند. میرزا کوچک‌خان در این میان تنها نیرویی بود که استقلال ایران را خط قرمز می‌دانست و حاضر نبود آن را با هیچ معامله‌ای عوض کند؛ و همین ایستادگی او را از «بازی سیاست جهانی» بیرون گذاشت.

جنگلی‌ها نه فقط در برابر ظلم داخلی، که در برابر سلطه خارجی نیز ایستادند. آنها مدرسه بنا کردند، روزنامه منتشر کردند، راه‌ها را مرمت کردند و کارگاه‌های ریسندگی و بافندگی به راه انداختند. نهضت جنگل در عمل «ملت‌سازی» می‌کرد.

اما خیانت برخی نیروهای داخلی، اختلافات ایدئولوژیک و معاملات پشت‌پرده قدرت‌های بزرگ، نهضت را هر روز تنها‌تر کرد. روس‌هایی که روزی لبخند همراهی زده بودند، بعدها به‌خاطر توافق با انگلیس، میرزا را بی‌پشتوانه رها کردند. از سوی دیگر، دست رضاخان برای سرکوب نهضت باز شد و ورق به تلخی برگشت.

در سرمای کوه‌های تالش، میرزا کوچک‌خان نه تسلیم شد و نه به بیگانه پناه برد. با همان روح بزرگ و باور عمیقش، تا آخرین لحظه کنار یارانش ماند. سرانجام در ۱۱ آذر ۱۳۰۰، در ۴۳ سالگی، در آغوش برف و بوران آرام گرفت؛ بی‌آنکه ذره‌ای از آرمان آزادی و استقلالش کوتاه بیاید.

سرش را بریدند و به تهران بردند، اما مردم گیلان با دلی سرشار از اندوه و وفاداری، پیکر و سپس سر او را دوباره به رشت بازگرداندند. امروز در سلیمان‌داراب، مردم بر مزارش می‌ایستند و نامش را با احترام زمزمه می‌کنند.

میرزا کوچک‌خان جنگلی فقط یک شخصیت تاریخی نیست؛ نماد شرافت است. نماد ایستادگی در برابر قدرت‌های بزرگ است. نماد «نه» گفتن به تسلیم است. نماد آن است که گیلان همیشه روی پای خودش ایستاده است.

خبرنگار| نویسنده: مصطفی خان راده

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

عکس روز

ویدئو

مجلس

PHP Code Snippets Powered By : XYZScripts.com