تاریخ انتشار : شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۱
کد خبر : 17147

آزادگان، آبرو و امنیت این ملت را حفظ کردند / روایت احمدی‌سنگری از رشادت‌ها و شکنجه‌های دوران اسارت

آزادگان، آبرو و امنیت این ملت را حفظ کردند / روایت احمدی‌سنگری از رشادت‌ها و شکنجه‌های دوران اسارت
محمدرضا احمدی‌سنگری، نماینده مردم رشت و خمام در مجلس شورای اسلامی، در آیین تجلیل از آزادگان با گرامیداشت سالروز ورود آنان به میهن اسلامی، آزادگان را «الماس‌های درخشان» و «پرستوهای عاشق» خواند و گفت: این قشر شریف به کشور آبرو و امنیت بخشیدند. وی در سخنانی آمیخته با خاطرات تلخ و تکان‌دهنده از روزهای اسارت، از شهدای غریب در بند، شکنجه‌های شدید بعثی‌ها و استقامت آزادگان در برابر سخت‌ترین فشارها یاد کرد.

پایگاه خبری ماجرای روز | محمدرضا احمدی‌سنگری، نماینده مردم شهرستان‌های رشت و خمام در مجلس شورای اسلامی، پیش از خطبه‌های نماز جمعه و در آیین تجلیل از آزادگان به مناسبت سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی، با اشاره به فرمایش رهبر شهید که آزادگان را «الماس‌های درخشان» و «پرستوهای عاشق» خوانده بود، اظهار کرد: آزادگان کسانی هستند که به این مملکت آبرو و امنیت دادند.

وی با بیان اینکه خدا را شاکرم که توفیق داد بخشی از عمرم در مسیر این انقلاب و در اسارت سپری شود، افزود: گرچه جا ماندیم، اما دعا کنید که به قافله شهدا بپیوندیم.

احمدی‌سنگری با یادآوری شهدای غریب در اسارت، خاطرنشان کرد: شهید محمدخانی، از شهدای عزیز ما، با باتوم در جلوی چشمان ما به شهادت رسید؛ زمانی که از مسیر عبور می‌کردیم، خون از سر و رویش جاری شد و زیر پای ما افتاد. شهید عیسی‌خانی نیز در اوج قدرت و با عزت، برای این مملکت جان داد.

نماینده رشت در مجلس، پازل پیروزی انقلاب را متشکل از شهدا، جانبازان، ایثارگران، آزادگان و مردم ولایتمدار دانست و گفت: برای این انقلاب خون داده شد، شهید دادیم و زحمات فراوانی کشیده شد. هرگز خم به ابرو نمی‌آوردیم و محکم ایستاده‌ایم.

وی با روایت خاطره‌ای از شهید عیسی‌خانی تصریح کرد: شهید عیسی‌خانی که بچه‌های سپاه قدیم او را می‌شناسند، پس از اسارت، بر اثر شدت جراحات حالش وخیم شد. به ما نفری یک استکان آب برای شب تا صبح داده بودند که ما سهمیه آب خودمان را به ایشان دادیم؛ چون تشنه بود و خون زیادی از دست داده بود. عراقی‌ها وقتی متوجه شدند، او را کتک زدند تا جایی که سر و صورتش غرق خون شد. دستانش را بالا می‌آورد و با چشمان بسته فریاد می‌زد: «منو بکشید، اما آبم بدید!»

احمدی‌سنگری ادامه داد: بعد از آن، چند نفر با لباس پرستاری وارد شدند و چند آمپول به او زدند. من که ۱۶ سال بیشتر نداشتم، فکر کردم می‌خواهند درمانش کنند، اما بچه‌ها گفتند احتمالاً شهیدش کردند. سپس جنازه او را در پتو پیچیدند و گفتند می‌بریم تا سگ‌ها و خوک‌ها بخورند؛ و این‌گونه آن بزرگوار را به شهادت رساندند.

نماینده مردم رشت و خمام در ادامه با اشاره به فرمایش رهبر شهید که آزادگان، آبرو و امنیت را به نظام هدیه دادند، تأکید کرد: آزادگان ما هرگز در اسارت تسلیم دشمن نشدند و شما مردم نیز در خیابان و میدان ثابت کردید که این ملت، تسلیم‌شدنی نیست؛ چراکه درس از مکتب اباعبدالله الحسین(ع) آموخته‌اند.

وی با اشاره به پرسشی درباره چرایی تحمل شکنجه‌ها از سوی آزادگان، گفت: در اردوگاه شکنجه‌گری به نام کاظم داشتیم که هرچه بچه‌ها می‌کردند، همه ما را می‌زد. اما یک روز کاظم آمد و گفت «من دیگر نمی‌زنم!» وقتی علت را پرسیدیم، گفت «دیشب مادرم خواب حضرت زینب(س) را دید که فرمود پسرت بچه‌ها را می‌زند!» و همین خواب، چنان عذاب وجدانی در او ایجاد کرد که دیگر ما را نزد.

احمدی‌سنگری با اشاره به شکنجه‌های وحشیانه دوران اسارت افزود: آن‌قدر با چوب بر دست بچه‌ها می‌زدند که چوب می‌شکست؛ صبح می‌گفتند از بس دستمان به صورت شما خورده، دستمان دردناک است و برای همین با دمپایی به صورت ما می‌زدند و ما وقتی صورت یکدیگر را می‌دیدیم، دلمان برای هم می‌سوخت.

وی با بیان اینکه همان کاظم پس از آزادی، یک‌به‌یک بچه‌ها را در تهران پیدا کرد و از آنان حلالیت طلبید، گفت: کاظم بعدها به سوریه رفت و در راه دفاع از حرم، به شهادت رسید و مدافع حرم شد.

احمدی‌سنگری تصریح کرد: این است عظمت مکتبی که حتی شکنجه‌گران را هم متحول می‌کند؛ مکتبی که از خون سیدالشهدا(ع) جوشیده و تا ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) ادامه خواهد داشت.

وی همچنین ادامه داد: نمی‌خواهم این خاطره را تکرار کنم چون برای خودم هم گفتنش سخت است، اما همین‌قدر می‌گویم که با انبر دستی، پارچه، چوب یا با دو سنگ زبان را می‌گرفتند و می‌کشیدند و آن‌قدر می‌زدند که گفتنش هم خیلی سخت است. آن‌وقت تازه بعد از این شکنجه، زبان در دهان باد می‌کرد و دیگر نمی‌توانستیم نفس بکشیم، اما بچه‌ها هرگز از درد دم نزدند. بارها این اتفاقات افتاد؛ بارها بچه‌های ما تا دم مرگ زده شدند، ولی مثل کوه استوار ماندند. من در تمام مدت اسارت، همین‌ها را دیدم و آموختم.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

عکس روز

ویدئو

مجلس

PHP Code Snippets Powered By : XYZScripts.com